السيد موسى الشبيري الزنجاني
1884
كتاب النكاح ( فارسى )
7 / 2 / 1379 چهارشنبه درس شمارهء ( 208 ) كتاب النكاح / سال دوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در جلسات قبل دربارهء حكم تزويج به ذات بعل سخن گفتيم و اشاره كرديم كه به دليل اولويت نمىتوان حكم ذات بعل را همچون حكم معتده دانست . بلكه بايد به روايات مسأله مراجعه كرد . از جمله روايات ، دو روايت از زراره بود كه برخى آن را نسبت به صورت علم و جهل زن مطلق دانستهاند . در اين جلسه ، از دو روايت زراره صورت جهل زوج ثانى به ذات بعل بودن زن را ، استظهار مىكنيم و در ادامه ، تعارض بين روايات را مطرح كرده ، وجوه مختلفى كه درباره نسبت بين روايات بوده ذكر مىكنيم . با عنايت به اين كه فرض دخول ، فرد ظاهر از روايت عبد الرحمن بن الحجاج است ، اخراج اين فرد را از تحت آن غير ممكن مىدانيم بلكه با نقل دستهاى از روايات انصراف اين گونه روايات را به خصوص صورت دخول بيشتر مبين خواهد شد . بنابراين ، روايات باب ، متعارض بوده و نمىتوان به آنها تمسك نمود . مرحوم حاج شيخ با تمسك به موثقه اديم ( عام فوق ) يكسانى ذات بعل و معتده را نتيجه گرفته ، ما با ذكر چند اشكال ، ناتمامى اين كلام را اثبات كرده ، در ضمن به بررسى مرجحات نسبت به روايات باب مىپردازيم . * * * الف ) توضيحى در چگونگى استظهار جهل در روايتهاى زراره : دو روايت زراره كه در جلسه قبل مطرح شدند « 1 » دلالت بر حرمت ابد در صورت
--> ( 1 ) وسائل ج 20 ، 443 / 26056 ، 447 / 26060 ، باب 16 از ابواب ما يحرم بالمصاهرة ، ح 2 و 6 .